تبليغاتX
و ابلهانه می پندارند که حق زیستن دارند




















دوشنبه 31 تیر1387
 

۳۱ تیر

روز اولین ها با تو. اولین دیدار. اولین آغوش .اولین نگاه. اولین بوسه . اولین ...

 شکرت

 

+ 23:25
یکشنبه 30 تیر1387
 

نمی خوام فکر کنم که قراره چی بشه. فقط دوست دارم این انتظار و هیجان رو. داستان جالبیه. بعد از ۷ ماه می خوام برای اولین بار ببینمش. حسش کنم. امیدوارم . همین

 

 

+ 23:25
پنجشنبه 27 تیر1387
 

توی این سه روزی که مونده اونقدر این رویا رو تکرار خواهم کرد که دیگه خدا هم چاره ای جز دیدن این رویا نداشته باشه.

 

+ 22:44
دوشنبه 10 تیر1387
 

حال و هوای عجیبی دارم این روزها. نه خوشحالم نه غمگین. مادرم راست می گفت. عجیبه که از همه چیز خبر داره. حتی آینده

 

+ 2:8
یکشنبه 9 تیر1387
 

جزیره یی در بی کرانگی

چیزی ندارم که بگم.

 

 

+ 1:1
چهارشنبه 5 تیر1387
زنها بعد از اینکه عشقشون ترکشون می کنه دو دسته میشن . یا هرزه میشن تا بتونن غرور از دست رفتشون رو بدست بیارن و یه جورایی روحشون ارضا بشه . دسته ی دوم هم میشن پاکترین و صادقترین زن.

 

+ 22:47
سه شنبه 4 تیر1387
این عکس یک هدیه است. از یه عزیز. گفت چشماتو ببند . بستم. اینو کشید.ندیدمش تاحالا .دوست داشتم ببینمش. اما نشد. شبیه منه. اما من اندازه ی این عکس معصوم نیستم.قرار بود تا دوهفته دیگه ببینمش. حسش کنم. لمسش کنم.چه قرار هایی که نذاشته بودیم. عشق بازیمون یه رویا شد. خیلی دور.

فقط و فقط از تو می خوامش خدا.خودت فرستادی دنبالم. اومدم خدا . نا امیدم نکن.حالا که نوشتم فهمیدم چقدر دلم براش تنگ شده.

+ 13:55