۳۱ تیر
روز اولین ها با تو. اولین دیدار. اولین آغوش .اولین نگاه. اولین بوسه . اولین ...
شکرت
نمی خوام فکر کنم که قراره چی بشه. فقط دوست دارم این انتظار و هیجان رو. داستان جالبیه. بعد از ۷ ماه می خوام برای اولین بار ببینمش. حسش کنم. امیدوارم . همین
توی این سه روزی که مونده اونقدر این رویا رو تکرار خواهم کرد که دیگه خدا هم چاره ای جز دیدن این رویا نداشته باشه.
حال و هوای عجیبی دارم این روزها. نه خوشحالم نه غمگین. مادرم راست می گفت. عجیبه که از همه چیز خبر داره. حتی آینده
فقط و فقط از تو می خوامش خدا.خودت فرستادی دنبالم. اومدم خدا . نا امیدم نکن.حالا که نوشتم فهمیدم چقدر دلم براش تنگ شده.