تبليغاتX
و ابلهانه می پندارند که حق زیستن دارند




















جمعه 18 آبان1386
to fledge
 

نه تو و نه تو نمی تونین بفهمین که من شرایطم چیه. چطوری زندگی رو می گذرونم. چطوری تحمل می کنم نگاه اطرافیانم رو . مخصوصا نزدیک ترینشون رو. اونوقت وقتی یه کسی مثل خودم پیدا میشه نمی فهمین چه احساسی پیدا می کنم. انگار غرورم دوباره بهم داده میشه.چقدر راحت باهاش درد و دل می کنم. چقدر راحت از ظرف شکسته حرف می زنم.مثل کسی که ایدز داره .فقط می تونه با ایدزی ها راحت باشه. چون بقیه همیشه در حال فرارن.نکنه اونا هم بگیرن.هه

امشب از اون شبها بود. سبک شدم. مثل حسی که حشیش میده. یعنی میداد.منتظر بودم بگی بای و بری . اما وقتی گفتی منم مثل خودتم یه جوری انگار هرچی این مدت سنگینی رو دوشم بود نصف شد.حس نکردم از من سری.

بی خیال رفیق

 

~~ تنها کسی که مثل خودته می فهمه که غمت از دوری نیس .از ندیده شدنه

~~~اصلا دوست ندارم تکیه گاه باشم. گفته باشم

+ 22:41