تنها چیزی که آرومم می کنه رانندگیه. اونم اتوبان . وقت غروب. وقتی که روبروت خورشید داره پایین میره .ابی هم داره می خونه.دود سیگار و سرعت.یعنی هرچی باشه فراموش می کنم. انگار که با سرعت دارم میرم که اونا به من نرسن.نمی خوام دیگه با من باشن.حتی "س" که پست قبل اس ام اس زده بود و روزی عشقم بود زیر ماشین له می کنم و می گذرم.
~~ آقای مسعود که نه ایمیلی گذاشتی نه چیزی . حرفات درسته .اما زمانش الان نیست. یه کم دیر شده . حدودا ۱۰ سال
~~~ دلم یه بخل (بغل نه ها) می خواد که از من بخل نخواد.