تبليغاتX
و ابلهانه می پندارند که حق زیستن دارند




















دوشنبه 10 دی1386
kite
۱۰ سالم بود . یه بادبادک داشتم . باباازم گرفت . تا بادبدک رو هوا کنه . اما باد بردش . ولی بابام نفهمید که بادبادک همه ی آرزوم بود. یعنی بابام همه ی آرزوهامو  داد که باد ببره . یه جا خونده بودم بادبادک ماله باده . اما خوب نخش که باید دستم باشه . یعنی آرزوها هم ماله باده؟حتی دیگه نخشون هم دست من نیست. کاش باد منو هم میبرد . فروغ گفته بود باد مارا با خود خواهد برد. یعنی کی؟ بخدا وقتشه . نسیم هم کافیه . یعنی به بابام بگم منو هم میده به باد؟ البته یه بار داد .اما اشتباهی داده بود . طوفان بود. نه گردباد بود . چون هنوزم که هنوزه دوره خودم می چرخم. سرم گیج میره . می خورم به دیوار . محکم. اما هنوزم می چرخم.

 

+ 23:52