تبليغاتX
و ابلهانه می پندارند که حق زیستن دارند




















یکشنبه 12 خرداد1387
 

الان حدود سه ساله که من با وبلاگ و وبلاگ نویسی آشنا شدم.با اسامی و جاهای مختلفی وبلاگ نوشتم.حالا دقیق یادم نیست از کی شروع کردم به نوشتن اما خوب یادمه که توی این سه سال چند تا وبلاگ رو بطور تصادفی پیدا کردم و هر روز هم می خونمشون. حالا چه پست جدید داشته باشن چه نداشته باشن. بعضی از این وبلاگها تا ساعتها منو غرق می کنه و حتی نمی تونم نظری براشون بنویسم. می تونم به جرات بگم که شوق خوندن اینها برام بیشتر از هر تفریح دیگه هست.بعضی از اینها دوستهای خوبی برام شدن.خیلی چیزا یادم دادند.دوست دارم  اینجا ازشون تشکر کنم به خاطر صداقتی که با خواننده هاشون دارند.

وقایع نگاری  همیشه با پست هاش به نکات ظریف و تلخ زندگی اشاره می کنه

کیوسک محکم و مغرور

من خودم و نیما  کسی که  غر زدن منو تحمل می کنه . دوست واقعی من

استعداد درک نشده حقیقت رو میبینه نه واقعیت

رونوشت بدون اصل ...

مطرود تا آخر خواهم خواند

تیگلاط تلخ اما آرام بخش مثل قهوه

برای روزهای مبادایی که هرگز نمی آیند کسی به پاکی این بشر ندیدم 

 

+ 13:55